مبرد آزمایشگاهی یا کندانسور از جمله تجهیزات آزمایشگاهی شیمی که در فرآیندهای تقطیر و رفلاکس استفاده میشوند و از ظروف شیشهای تشکیل شدهاند. این دستگاه به خنک کردن مایعات و متراکم کردن بخارات یا گازهای محلول کمک می کند.
استفاده از آنها اجازه می دهد تا بخارات حلال داغ از یک مایع گرم شده خنک شوند و دوباره چکه کنند و در نتیجه باعث کاهش اتلاف حلال و طولانی شدن زمان حرارت دادن محلول شود. ابزارهای استاندارد شامل اجزای الکتریکی نیستند.
لولههای شیشهای داخلی حاوی انتهای مجهز به اتصالات شیشهای مدرج یا اتصالات زمینی برای قرار دادن سایر ظروف شیشهای هستند. هنگامی که رفلاکس اتفاق می افتد، انتهای بالایی به هوا باز می شود یا از طریق یک حباب یا لوله خشک کن تهویه می شود و از ورود آب یا اکسیژن جلوگیری می کند. اتصالات شیشه زمین اتصالات را با دستگاه پشتیبانی می کند. محصولات انتخابی به اتصالات رزوهای برای شلنگهای اتصال آب برای گردش مایع خنککننده متکی هستند.

برای تقطیر در مقیاس میکرو، دستگاههای تجاری موجود هستند این باعث کاهش حجم نگهداری میشود و نیاز به اتصالات شیشه زمین را برای جلوگیری از آلودگی توسط گریس و نشت هوا برطرف میکند.
کندانسور هوا ساده ترین نوع کندانسور است. تنها یک لوله وجود دارد و گرمای سیال به شیشه هدایت می شود که توسط هوا خنک می شود. مربوط به طلیعه ای است که کیمیاگران استفاده می کنند. کندانسور هوا معمولاً برای تقطیر کسری استفاده می شود و می توان آن را با موادی مانند دانه های شیشه ای، قطعات فلزی یا حلقه های Raschig بسته بندی کرد تا تعداد صفحات مؤثر افزایش یابد.
کندانسور Vigreux یک اصلاح کننده در کندانسور هوا است. معمولاً به عنوان ستون شکنش برای تقطیر کسری استفاده می شود. برخلاف ستون های دیوار مستقیم، یک ستون Vigreux دارای یک سری فرورفتگی های رو به پایین در دیوار داخلی است که بدون افزایش طول کندانسور باعث افزایش چشمگیر سطح می شود. به دلیل پیچیدگی بیشتر، ستونهای Vigreux به طور قابل توجهی گرانتر از طرحهای سنتی دیوار مستقیم هستند.
کندانسور Liebig ابتدایی ترین طراحی با آب خنک است. لوله داخلی مستقیم است و تولید آن را ارزان تر می کند. اگرچه نامش به افتخار شیمیدان آلمانی یوستوس بارون فون لیبیگ است، اما نمی توان به دلیل اختراع آن به او اعتبار داد زیرا مدتی قبل از او مورد استفاده قرار می گرفت. با این حال، اعتقاد بر این است که دستگاه توسط او محبوب شد.
کندانسور Liebig به دلیل استفاده از خنک کننده مایع، بسیار کارآمدتر از یک توده ساده است. آب می تواند گرمای بسیار بیشتری نسبت به همان حجم هوا جذب کند و گردش ثابت آن از طریق کت آب دمای کندانسور را ثابت نگه می دارد. بنابراین یک کندانسور Liebig می تواند جریان بسیار بیشتری از بخار ورودی را نسبت به یک کندانسور یا مخزن هوا متراکم کند.

کندانسور گراهام دارای یک سیم پیچ مارپیچی است که طول کندانسور را طی می کند. دو پیکربندی ممکن برای خازن گراهام وجود دارد. در حالت اول، مارپیچ حاوی مایع خنک کننده است و تراکم در قسمت بیرونی مارپیچ انجام می شود. این پیکربندی ظرفیت جریان را به حداکثر میرساند زیرا بخارات میتوانند در اطراف و اطراف مارپیچ جریان داشته باشند.
در پیکربندی دوم، لوله ژاکت حاوی مایع خنک کننده است و تراکم در داخل مارپیچ انجام می شود. این پیکربندی میعانات جمعآوری شده را به حداکثر میرساند، زیرا تمام بخارات باید در تمام طول مارپیچ جریان داشته باشند، بنابراین تماس طولانیمدت با مایع خنککننده داشته باشند.
کندانسور دیمروث تا حدودی شبیه کندانسور گراهام است. دارای یک مارپیچ داخلی دوتایی برای محیط خنک کننده است به طوری که ورودی و خروجی مایع خنک کننده در بالا قرار دارد. بخارات از پایین به بالا از طریق ژاکت عبور می کنند. کندانسورهای دیمروث موثرتر از کندانسورهای کویل معمولی هستند. آنها اغلب در اواپراتورهای چرخشی یافت می شوند. این نام به افتخار اتو دیمروث گرفته شده است.
کندانسور آلین یا کندانسور لامپ یا کندانسور ساده رفلاکس به نام فلیکس ریچارد آلین نامگذاری شده است.
کندانسور Allihn از یک لوله شیشه ای بلند با یک ژاکت آب تشکیل شده است. مجموعه ای از انقباضات بزرگ و کوچک در لوله داخلی وجود دارد که هر کدام سطحی را افزایش می دهد که ممکن است اجزای بخار بر روی آن متراکم شوند. ایده آل برای رفلاکس در مقیاس آزمایشگاهی مناسب است.
به عنوان کندانسور انگشتی مارپیچ شناخته میشود، از یک لوله مویین انگشتی سرد داخلی بزرگ و مارپیچی تشکیل شده است که در یک محفظه استوانهای وسیع قرار گرفته است. مایع خنک کننده از طریق انگشت سرد داخلی جریان می یابد.
بر این اساس، بخارهایی که از داخل محفظه بالا میآیند ممکن است هنگام سرد شدن انگشت سرد، متراکم شوند. در مقایسه با کندانسور گراهام با ابعاد مشابه، که شامل یک لوله داخلی مارپیچی نیز میشود، کندانسور فریدریش اغلب چگالش کارآمدتری را ارائه میکند، زیرا کندانسور فریدریش سطح مؤثرتری را برای خنکسازی فراهم میکند.
یعنی بخارات ممکن است نه تنها توسط مایع خنککننده که از طریق انگشت سرد داخلی جریان مییابد، بلکه توسط دیواره داخلی محفظه استوانهای خنک شود.
دستگاه مارپیچی سرد از نوع انگشتی که اکنون به عنوان کندانسور فریدریش شناخته می شود توسط فریتز والتر پل فردریچز اختراع شد که طرحی برای این نوع کندانسور در سال 1912 منتشر کرد.

کندانسورها اغلب در رفلاکس مورد استفاده قرار میگیرند، جایی که بخارات حلال داغ مایعی که در حال گرم شدن است، خنک میشوند و اجازه میدهند تا دوباره چکه کنند. این امر از دست دادن حلال را کاهش می دهد و به مخلوط اجازه می دهد تا برای دوره های طولانی گرم شود.
کندانسورها در تقطیر برای خنک کردن بخارات داغ و متراکم کردن آنها به مایع برای جمع آوری جداگانه استفاده می شوند. برای تقطیر کسری، معمولاً از یک کندانسور هوا یا ویگروکس برای کاهش سرعت بالا آمدن بخارات داغ استفاده میشود که باعث جدایی بهتر بین اجزای مختلف در تقطیر میشود.
مبردهای آزمایشگاهی به دلیل نیاز استفاده کنندگان از این محصول با افزایش تقاضا مواجه شده اند. همین امر باعث شده تا مراکز زیادی در زمینه فروش مبرد (کندانسور) آزمایشگاهی فعال باشند. این مراکز معمولا محصولات آزمایشگاهی را در کیفیت ها و ابعاد مختلف به خریداران عرضه می کنند.
برای خرید و فروش لوازم و تجهیزات آزمایشگاهی بهتر است به کیفیت لوازم موجود و نوع خدمات ارائه شده توسط این مراکز توجه شود.